برچسب » مادر

دل‌نوشته | مادری از جنس نور آمد پدید
2 سال قبل

دل‌نوشته | مادری از جنس نور آمد پدید

مادری از جنس نور آمد پدید رشته‌های چادرش از نور بود غیر پاکی از وجودش دور بود عِلّت خَلق علی و مصطفی در حدیثِ قُدسی مشهور بود جانِ او مستِ ولای حیدرش… کوثر از ساقی خود مخمور بود شوق پیغمبر به وقت دیدنش شوق موسی در کنار طور بود در میان خانه عطرش جان‌فزا در […]

دل‌نوشته | لااقل به خاطر حضرت مادر ظهور کن
2 سال قبل

دل‌نوشته | لااقل به خاطر حضرت مادر ظهور کن

لااقل به خاطر حضرت مادر ظهور کن همانا که تو دلداری ما بس عجیب گرفتار توایم چه سری است در این عاشقانه و آرام دل دادن ما که ز گل رویت نچیدیم و خریدار توایم یوسف زهرا (سلام الله علیها) آری آقاجان ما ندیده گرفتارت شدیم چه کسی می‌داند؟ که در قلب کدام ساعت بود […]

گلها بوی مادرش را می‌دهند
2 سال قبل

گلها بوی مادرش را می‌دهند

گلها بوی مادرش را می‌دهند مادر…. مادر دختری، چوپان بود. روزها، دختر کوچولویش را به پشتش می‌بست و به دنبال گوسفندها به دشت و کوه می‌رفت. یک روز گرگ به گوسفندان حمله می‌کند و یکی از بره‌ها را با خود می‌برد! چوپان، دختر کوچکش را از پشتش باز می‌کند و روی سنگی می‌گذارد و با […]

دل‌نوشته | با نور تو زمین شرف آسمان گرفت
2 سال قبل

دل‌نوشته | با نور تو زمین شرف آسمان گرفت

با نور تو زمین شرف آسمان گرفت با نور تو زمین شرف آسمان گرفت چل روز مصطفی ثمری بی‌کران گرفت پا بر زمین گذاشتی و خاک جان گرفت تا آمدم بگویم زهرا، زبان گرفت گفتم که رخصتی بده بهتر بخوانمت مهرت اجازه داد که مادر بخوانمت شاعر: مجید تال

معرفی کتاب سپیددار؛ نوشته سرکار خانم پهلوانی قمی
2 سال قبل

معرفی کتاب سپیددار؛ نوشته سرکار خانم پهلوانی قمی

معرفی کتاب سپیددار؛ نوشته سرکار خانم پهلوانی قمی سـپـیـددار (خاطرات یک مدافع سلامت) معرفی کتاب: سپیدار مظهر راست‌قامتی و ایستادگی است؛ خصوصیتی که مدافعان سلامت در دوران کرونا به خوبی آن را به نمایش گذاشتند. داستان این کتاب، جرعه‌ای از دریای بی‌کران فداکاری‌ها، رشادت‌ها و حماسه‌های قهرمانان سپیدپوش این سرزمین است. داستانی خواندنی و پر […]

خاطره مادر شهید محمود اخلاقی
2 سال قبل

خاطره مادر شهید محمود اخلاقی

خاطره مادر شهید محمود اخلاقی مادرش ختم سوره‌ی واقعه برداشت؛ به این نیت که اگر قرار است پسرش شهید شود، روز عاشورا باشد و گریه‌ای که می‌کند برای سیدالشهداء باشد. محمود که رفت منطقه، عکسش را قاب گرفت و نصب کرد روی دیوار. روز عاشورا که فرا رسید، مادر هنوز خبر نداشت که محمود شهید […]