ساخت کوچکترین ضربانساز قلب جهان با ابعاد کمتر از دانه برنج
حجتالاسلام والمسلمین نیری درگذشت/جزئیات مراسم تشییع پیکر
سقوط مرگبار کودک 8 ساله از خودرو پژو در محور طبس
سرکرده باند بزرگ قاچاق انسان به کشور بازگردانده شد
توصیههای ایمنی برای سیزده بدر/در این مکانها مستقر نشوید
تعطیلی برج میلاد در روز 13 فروردین ماه
تردد از تهران به شمال ممنوع شد/جاده چالوس یکطرفه میشود
ازدحام در پروازهای جده/ساماندهی بازگشت زائران ایرانی
جايگاه و منزلت پدر و مادر مادر بودن فطرت و شدن است؛ داشتن نيست. بچهدار شدن اصلاً دليل مادر شدن نيست. ما جايگاه و منزلت پدر و مادر را نمیشناسيم چون آداب و اخلاق پدر و مادر بودن را گم كردهايم چون اين آداب و اخلاق را از ما گرفتهاند. ما جواهری در دست داريم […]
پس حقّ مادرت اين است امام سجّاد علیهالسلام: پس حقّ مادرت اين است كه بدانى او تو را در جايى حمل كرده است كه هيچ كس فردى ديگر را در آنجا حمل نمیكند، و از ميوه دل خود چيزى به تو خورانده است كه هيچ كس به ديگرى نميخوراند. و با گوش و چشم و […]
مادر محبتی کن گفتند آسمانها کرسی و عرش اعلی با اهل آسمانها مادر محبتی کن جمع ملک چو دیدند در آسمان غریبند گفتند با تمنا مادر محبتی کن بی نور تو خموشیم پیوسته در خروشیم یارب به حق زهرا مادر محبتی کن هرکس که بوی مادر بشنید شد شکفته گفتند دشت و صحرا مادر محبتی […]
ﺗﺎ ﻗﺒﺮ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﺭﺍﻫﯽ ﻧﯿﺴﺖ! ﻣﺮﺩﯼ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﮔﻞﻓﺮﻭﺷﯽ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩ. ﺍﻭ ﻣﯽﺧﻮﺍﺳﺖ ﺩﺳﺘﻪ ﮔﻠﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺷﻬﺮ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺑﻮﺩ ﺳﻔﺎﺭﺵ ﺩﻫﺪ ﺗﺎ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﭘﺴﺖ ﺷﻮﺩ. ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺯ ﮔﻞﻓﺮﻭﺷﯽ ﺧﺎﺭﺝ ﺷﺪ، ﺩﺧﺘﺮﯼ ﺭﺍ ﺩﯾﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﺩﺭﺏ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﻭ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯽﮐﺮﺩ. ﻣﺮﺩ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺩﺧﺘﺮ ﺭﻓﺖ ﻭ ﺍﺯ ﺍﻭ ﭘﺮﺳﯿﺪ: ﺩﺧﺘﺮ ﺧﻮﺏ ﭼﺮﺍ ﮔﺮﯾﻪ […]
آمدم ای شاه پناهم بده ماجرای سروده شدن شعر معروفِ «آمدم ای شاه پناهم بده» … 📌«مادرم در آخرین لحظاتی که خدمتشان رسیدم، همیشه آن حال و هوای ارادت به چهارده معصوم را داشت و در همان حال که سکته کرده بود، دکتر را خبر کردیم…. دکتر خطاب به من گفت: «فردی که اینگونه سکته […]
ارزش خدمت به مادر ✿ دو برادر، مادر پیر و بیماری داشتند. هر دو، متقی و پرهیزکار بودند و عالم و عارف. با خود پیمان بستند که یکی خدمت خدا کند و دیگری در خدمت مادر بیمار باشد. برادری که پیمان بسته بود خدمت خدا کند به صومعه رفت و به عبادت مشغول شد و […]
بهشت زیر پای مادرانه شهد عشق روز مادر بود… میدونستم آرمان یادش نمیره… اومد توی خانه پیشم؛ گفت: مامان چشمات رو ببند. گفتم: چی کار داری؟ گفت: حالا شما ببند. چشمهامو بستم. آروم خم شد و شروع کرد به بوسیدن دستم… گفتم: مادر نکن! دستهاشو باز کرد و یه انگشتر عقیق سرخ رو توی دستام […]
شب جمعه گوشهای آرام گرفته بود سرش را تکیه داده بود به دیواری که طعنه میزد به بغض لحظههایش باز یادش آورده بود هنوز نوای برادرش در پیچ و تاب گوشش میپیچید و دلش را از صفحهی سرد زمین جدا میکرد گویا هنوز بود و نیمهشب تکیه زده به سنگر نوای یاحسین را زیر لب […]
وفات حضرت امالبنین (س) خوب بود این دمآخر پسرانت بودند! شرزه شیران جگردار جوانت بودند این زمینگیر شدن، علت خونینبالیست سر بالین تو جایِ پسرانت خالیست گفتن از بیکسیات حال بکاء میخواهد مادر داغِجواندیده، عصا میخواهد چه بگویم؟! که از این بغض، صدا میگیرد چهکسی گوشهی تابوت تو را میگیرد؟! گفتنش نیز به جان، غصه […]