بانوی سخاوت و ادب امیر بزرگ و شجاع اسلام در انتخابش به برادرش عقیل چنین فرمود: از نسل و خانواده شجاعان و دلیران برایم همسری برگزین تا برایم مادر فرزندان شجاع باشد. در انتخابش ثروت و تفاخر قبیله و طایفه ملاک نبوده، بلکه فضیلت مهم شجاعت و توانایی در تربیت فرزندان شجاع معیارش بود. عقیل […]
لحظه ورود حضرت زهرا(س) به قیامت روزی پیامبر خدا(ص) بر فاطمه(س) وارد شد و او را اندوهناک یافت. فرمود: دخترم! چرا اندوهگینی؟ فاطمه(س) پاسخ داد: پدر جان! یاد قیامت و برهنه محشور شدن مردم در آن روز، رنجم میدهد. پیامبر(ص) فرمودند: آری دخترم! آن روز، روز بزرگی است؛ امّا جبرئیل از سوی خداوند برایم خبر […]
راز سکوت علمای اهل سنت در برابر علامه امینی استدلال علّامه امینی و سؤالی که بیجواب ماند. زمانی علمای اهل تسنن، مرحوم علامه امینی (صاحب کتاب الغدیر) را برای صرف شام دعوت میکنند. اما علامه امینی امتناع میورزد و قبول نمیکند. آنها اصرار میکنند که علامه امینی را به مجلس خود ببرند. به علت اصرار […]
لباسهاي بهشتي عدهاي از يهود كه قصد برگزاري عروسي داشتند، به محضر پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم رسيدند و گفتند: ما حق همسايگي بر شما داريم و درخواست ميكنيم كه دخترت فاطمه را به عروسي ما بفرستيد تا با حضور او، شكوه بيشتري پيدا كند و بر اين خواسته خود بسيار اصرار […]
روضههای خانگی برکت بسیار دارد روضههای خانگی رحمت سرشار دارد روضههای خانگی مشتری زهراست جنس اشک و فروشنده دو چشم رونق بازار دارد روضههای خانگی میتوان با قطرهای ششدانگ دریا را خرید تجریَالانهار دارد روضههای خانگی خانواده زیر پرچم با بصیرت میشوند معجز عمار دارد روضههای خانگی روضههای خانگی را فاطمه سر میزند عطر و […]
زینب آیینۀ جمال خداوند امشب خدا به کوثر خود داد کوثری در بر گرفته فاطمه زهرای دیگری یا این که در لباس زن آمد پیمبری یا اینکه حق به حیدر خود داد حیدری این شیردختری است که شمشیر حیدر است سر تا قدم امام حسین مکرر است این پاکتر ز حاجر و حوا و مریم […]
رفتنِ مادر خودش شفاست قاری حسین(ع) و گریهکنِ فاطمه(س)؛ خداست در خانهٔ علی(ع) چه عزاخانهای به پاست جانم فدایِ مجلسِ ختمی غریب که مهمان ندارد و پُر از اندوهِ بیصداست حتی “در”ی که سوخته، مرثیهخوان شده با اشک، همنشین شده و صاحبِ عزاست شاید حسن(ع) به زینبِ(س)آشفته حال گفت: گریه نکن! که رفتنِ مادر خودش […]
زن یعنی فاطمه دانشگاه منچستر درس میخوندم، رشته مهندسی برق. داشتم روی توربینهای بادی کار میکردم…. سخت فکرم مشغول بود. توی آن اتاق، چند نفر دیگه هم داشتن روی پروژههاشون کار میکردن. اغلب ظهرها که بقیه دانشجوها رفته بودن برای ناهار، میرفتم تو کارگاه. راحتتر بودم، درسهای مهندسی با زبان انگلیسی، نیاز به تمرکز داشتم. […]
شعر فاطمیه از میان در و دیوار صدا میآید یک نفر نالهکنان پشت دری، گفت علی یک نفر دست به پهلو، به زمین افتاده مادری خورد زمین و پسری گفت علی شعله میریخت ز دیوار و در بیتالله پشت در پیرهن شعلهوری گفت علی بال پروانه که میسوخت و میریخت زمین نالهی خستهتر از خستهتری […]