بابی انت و امی یا اباعبدالله 💠 ای غبار حرمت تاج سر نوکرها نوکریات شده تنها هنر نوکرها ” بابی انت و امی یا اباعبدالله” به فدایت همه مادر پدر نوکرها در قیامت تو به فکر من و امثال منی میشوی سنگ صبور و سپر نوکرها عدهای را طلبیدی به زیارت اما نشده قسمتشان بیشتر […]
اربعین من نیستم از او سراغم را نگیر قصهی کرب و بلا را دختری تغییر داد کاخها ویرانه شد ویرانهاش شد بارگاه دختر این قوم تکلیف حجابش روشن است چادرِ او تار و پودی دارد از خورشید و ماه دختر انا فتحنا اشک میریزد ولی گریههای او ندارد رنگ زاری هیچگاه بین طوفان غنچه و […]
صاحب عزای ماتم کرب و بلا بیا ای داغدار اصلی این روضهها بیا صاحب عزای ماتم کرب و بلا بیا تنها امید خلق جهان یابن فاطمه ای منتهای آرزوی اولیاء بیا بالا گرفتهایم برایت دو دست را ای مرد مستجاب قنوت و دعا بیا فهمیدهایم با همه دنیا غریبهای دیگر به جان مادرت ای آشنا […]
نیست آبی در حرم جز آب چشم کودکان تشنگی شد آشکار و آب شد نایاب، آب تشنه لب هم کودک و هم مادر و هم باب، آب نوگلان باغ طاها از عطش پژمردهاند تا نخشکیده، کنید این باغ را شاداب، آب نیست آبی در حرم جز آب چشم کودکان آفتاب روی هر مه پاره شد […]
معرفی کتاب کوثر اربعین تألیف آیتاللهالعظمی جوادی آملی کتاب «کوثر اربعین» در راستای معرفتشناسی جریان اربعین به قلم آیتالله جوادی آملی به نگارش درآمده و در آن به چیستی زیارت اربعین، ضرورت و اهمیت اربعین، فلسفه و حکمت زیارت اربعین و آداب زیارت، پرداخته شده است. این کتاب در سه بخش تهیه و تنظیم شده […]
فلسفه عزاداری * گریه، نشانهی عاطفه، عشق، سوز و معرفت است. خداوند مهربان در قرآن درباره دختری روضه میخواند، آن هم دختر کافری که در زمان جاهلیت زنده به گور شده است، در آیه ۹ سوره تکویر میفرماید: «بأی ذنب قتلت: به چه گناهی کشته شد؟» ما هم از خداوند یاد گرفتیم که درباره مظلومان […]
حضرت زینب سلامالله علیها قیام میکنم ، قیام میکنم برسم شام کارو تمام میکنم به شاه نجف سلام میکنم خوابو به چشم عدو حرام میکنم من زینبم عقیدهی من آزادگی من اسوهی مقاومت و ایستادگی شمشیر اگر دهند بجنگم به سادگی با ذوالفقار نسبت من خانوادگی عقیله منم، عقیله منم به عالم سیدهی جلیله منم […]
این فرات بود که با تو وضو گرفت میشود ز چشمهی توحید جو گرفت از دست هرکسی که نباید سبو گرفت! تو آبی و به آب تو را احتیاج نیست پس این فرات بود که با تو وضو گرفت کوچک نشد مقام تو، نه! تازه کربلا با آبروی ریختهات آبرو گرفت شرم زیاد تو همه […]
مقتل نوشته لحظه شهادت حوالی عصر بوده مقتل نوشته روی تنت پا گذاشتند در زیر دست و پا، زدهای دست و پا حسین مقتل نوشته پیکر تو نرم گشته بود با هر نسیم جسم تو شد جابجا حسین مقتل نوشته حد حرم را چهل زراع رفته تن بدون سرت تا کجا حسین مقتل نوشته ضربه […]