یَحکُمُ بِحُکمِ داود

در دوران ظهور، امام زمان علیهالسّلام، دست دزدی و کلاهبرداری اشخاص را قطع میکنند نه دست انسانیّت آنها را؛ و الاّ با قطع دست بدن مشکلی حل نمیشود. دست دزد و کلاهبردار را که قطع کنی، همدستهای او دست او خواهند بود و به وسیلهی آنها باز هم مرتکب دزدی و کلاهبرداری خواهد شد.
در مورد امام زمان علیهالسّلام در روایت آمده است که یَحکُمُ بِحُکمِ داود: با حکم حضرت داود علیهالسّلام حکم میکند. حضرت داود علیهالسّلام حکم غیبی صادر میکرد و به شواهد و ادلّه وابسته نبود.
در زمان حضرت داود علیهالسّلام، شخص فقیری مدّتها از خداوند، رزق حلالی میطلبید. روزی گاوی در خانهی او را شکست و داخل شد. او هم بر این اساس که دعایش مستجاب شده است، گاو را سر برید و گوشت آن را کباب کرد و با خانوادهاش خوردند. صاحب گاو که به دنبال گاوش میگشت، فهمید که آن شخص فقیر گاو را کشته و مصرف کرده است. او را نزد حضرت داود علیهالسّلام برد و حضرت داود علیهالسّلام از آن شخص فقیر علّت کارش را پرسید. او هم گفت من هفت سال بود دعا میکردم خدا رزق حلالی مرحمت کند، وقتی گاو در را شکست و داخل شد، گفتم دعایم مستجاب شده است؛ لذا آن را سر بریدم و با خانوادهام خوردم.
حضرت داود علیهالسّلام به صاحب گاو فرمود: از شکایتت صرف نظر کن. صاحب گاو عصبانی شد و اعتراض کرد که این چه نحو قضاوت کردن است. حضرت داود علیهالسّلام به او فرمود: علاوه بر آن، نصف دارائیات را هم به او بده. صاحب گاو به شدّت بر آشفت. حضرت داود علیهالسّلام فرمود تمام دارائیات را به او بده. در اثر این حکم در بین مردم سر و صدا بلند شد. حضرت داود علیهالسّلام همراه با مردم بر سر قبر پدر کسی که گاو را کشته بود، حاضر شد و او را زنده کرد و علّت مرگش را از او جویا شد. او گفت پدر این صاحب گاو غلام من بود. او مرا کشت و تمام دارائیام را هم تصاحب کرد. در نتیجه روشن شد علاوه بر اینکه تمام دارائی صاحب گاو متعلّق به آن شخص فقیر است، خود صاحب گاو و فرزندانش هم بچّههای غلام پدر او هستند و متعلّق به او میباشند. امام زمان علیهالسّلام هم اینگونه حکم میکند.
عارف باللّه مرحوم حاج اسماعیل دولابی









ثبت دیدگاه