دل‌نوشته | وای بر این صفحه تاریخ
07 شهریور 1404 - 11:59
شناسه : 79503
0

وای بر این صفحه تاریخ آه غبار اندوهی عظیم را به روی صندوقچه قلبم احساس می‌کنم. داغش چقدر جگرسوز است آن قدر که تاب و تحملت را از کف می‌دهی و می‌خواهی در سیل بی‌پناهی گم بشوی بروی در آن سوی افق‌های تاریخ، رقم خوردن صفحه صفحه‌ی مورخ را با چشم خودت بنگری که چگونه […]

پ
پ

وای بر این صفحه تاریخ

IMG_20250829_104357_346WzoRfx5

آه

غبار اندوهی عظیم را به روی صندوقچه قلبم احساس می‌کنم.

داغش چقدر جگرسوز است

آن قدر که تاب و تحملت را از کف می‌دهی و می‌خواهی در سیل بی‌پناهی گم بشوی

بروی در آن سوی افق‌های تاریخ، رقم خوردن صفحه صفحه‌ی مورخ را با چشم خودت بنگری که چگونه سوزناک و غم‌انگیز قلم می‌زند…

می‌خواهی گریبان چاک کنی

گرد صحراهای بی‌وفایی و غربت بدوی

به اندازه‌ی یک اقیانوس فراموشی گریه کنی

فغان کنی

با داد و فریاد گوش دشت‌ها را پاره کنی

که چرا سایه‌ی نامردی اینقدر سنگین است

که چرا قلب این شهر پر از نیش کینه است

آه

بس است

چقدر سیاه و تاریک و قرمز مورخ قلم می‌زند این صحنه را…

غریبی امامی که مردمش سلام او را بی‌پاسخ گذاشتند و چه زود سلام عهد و وفا را وداع گفتند

چه بیعت‌ها که بستند و چه بیعت‌ها شکستند و دست امام خویش را به زبان صبر بستند

وای بر این صفحه تاریخ

حال ما کجای زندگی امامتت هستیم آقاجان !

 فاطمه پاکدامن

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.