بداخلاقی از سحر و جادو بدتر است
استاد فاطمینیا(ره):
فرد وارد قیامت میشود، فکر میکند خبری است، تعجب میکند! میگوید خدایا پس این همه نماز و عمره و روزه و زيارت چه شد؟! میگویند تو دل شکستی! ریا کردی! زهر زبان ریختی و بندههای خدا را تحقیر کردی!
جوانانی داریم که به ظاهر هم متدین هستند، اما وقتی در مورد او سوال میکنی، هیچکس از او راضی نیست! به راحتی دل میشکند! به راحتي ديگري را تمسخر و تحقير ميكند! در خانه بداخلاقی میکند! عزیز من پس چرا جلسه رفته بودی؟! چرا درس اخلاق رفته بودی؟! وقتی اخلاقت را اصلاح نمیکنی، استاد دیگر چه فایده دارد!
•┈┈••••✾••✾•••┈┈•
استاد فاطمينيا: امروز مردم دچار خرافات هستند، ميگويند به من گفتهاند تو موكل داري! همزادت فلان كار را ميكند! و… اكثر اينها دروغ و توهمات است!
طرف، بداخلاق است و همسرش از او بدش ميآيد، به جاي اينكه محاسبةالنفس كند كه چه كاري انجام دادهام كه اينطور شده است و اخلاقش را اصلاح كند، سريع نزد دعانويس ميرود! عزيز من، بداخلاقي از سحر و جادو بدتر است. عجيب است كه انسان به جاي اينكه در فكر اصلاح نفس خود باشد، دائما دنبال خرافات است.
•┈┈••••✾••✾•••┈┈•
* از شیخ رجبعلی خیاط نقل شده است که:
شبی، حوالی غروب از نزدیک مسجدی در اوایل خیابان سیروس تهران عبور میکردم. برای درک فضیلت نماز اول وقت وارد مسجد شدم.
دیدم شخصی، مشغول نماز است و هالهای از نور، اطراف سر او را گرفته. پیش خود فکر کردم که بعد از نماز با او مأنوس شوم و ببینم چه خصوصیاتی دارد که چنین حالتی در نماز برایش پیدا شده.
پس از پایان نماز همراه او از مسجد خارج شدم. نزدیک در مسجد با خادم مسجد بگومگویی کرد و به او پرخاش کرد و به راه خود ادامه داد.
پس از عصبانیت دیدم آن هاله نور از دور سرش محو شد.
📚 (کیمیای محبت، ص۲۲۲)
ثبت دیدگاه