اخلاص در روزه

اى عاقل! دربارۀ روزهاى كه مىگيرى بينديش كه اگر با اين نيّتى كه گفتيم روزه بگيرى به تمام كرامتها و مقامهاى عالى روزهداران و مخلصين و بيش از آن رسيده و فرشتگان خدا به خدمتت در آمده و حتّى خدا در خواب قيلولهات به تو آب و غذا میخوراند و كسى توان بيان تعداد فضل و كرامت خدا را ندارد.
ولى اگر بهخاطر ريا و كسب شهرت روزه بگيرى، خوار و از عبادتكنندگان شيطان شده و با چهار اسم خوانده مىشوى: اى حيلهگر! اى فاجر! اى دروغگو! اى رياكننده! … و به اين ترتيب سزاوار آتش میگردى. و اين اختلاف زياد بخاطر اختلاف نيّتهاست.
و اگر مسئلۀ قلب و نيّت به اين اهميّت نبود، خداوند در قرآن، در سورۀ شمس يازده قسم به رستگارى كسى كه آن را تزكيه كرده، و بدبختى كسى كه آن را آلوده نمايد، ياد نمیكرد. بههمين جهت انسان بايد با تمام توان سعى كند كه نيّت خود را خالص نموده تا جايى كه به مقام صدق در اخلاص برسد.
ملاکهاى تشخيص روزۀ خالص از روزۀ ريايى
۱- اگر موقعى كه روزۀ مستحبّى گرفته و در حضور جمعى از نيكان روزهدار قرار دارد، ببيند از شكستن روزۀ خود شرم میكند، بداند كه در روزۀ او شبههاى است كه همان نزديک شدن به دلهاى مردم است.
۲- اگر دوست داشته باشى غير خدا نيز از روزه تو آگاه شود؛ كسانى كه گمان میكنى اگر اطلاع پيدا كنند، خير دنيايى براى تو دارند، اگر چه اين خير، مدح و ستايش و احترام بيشتر آنان به تو باشد. يا اين كه ميل به اطلاع ديگران بهاندازهاى نباشد كه در رغبت به روزه تأثير بگذارد ولى در عين حال دوست دارى علاوه بر خدا مردم هم از روزۀ تو آگاه شوند، در هر دو صورت روزۀ تو بيمار و بندۀ پستى خواهى بود.
۳- اگر هنگامى كه با روزهداران زيادى روزه میگيرد، به نشاط میآيد و هنگامى كه به تنهايى روزه میگيرد، كسل میشود، معلوم میشود زيادىِ روزهداران در قصد و عمل او تأثير دارد. بنابراين بهمقدار تأثير آن در قلب، اخلاص تيره شده و روزه بيمار میگردد.
۴- قصدت از روزه، بهدست آوردن ثواب است يا بهخاطر اينكه خدا مىخواهد؟ اگر بهخاطر ثواب باشد، بدان كه با اين عمل میگويى خداوند سزاوار نيست كه بهخاطر فرمانبرداريش روزه بگيرم و خداوند بهخاطر بزرگيش شايستۀ عبادت نيست و اگر رشوۀ او نبود او را عبادت نمیكردم، حقّ خوبیهاى گذشتۀ او را رعايت نكرده و احترام مقام بزرگ او را نگه نمیداشتم.
۵- اگر رنگين بودن افطار و زيادى غذا و لذّت آن نشاط تو را در روزه افزون كرد، معلوم میشود بهمقدار زيادى نشاط روزه از اوّل تا آخر براى غير خدا بوده است.

ملاکهای تشخيص به پايان رساندن روزه همراه با اخلاص
۱- اگر در اثناى روزه به غذاى خوشمزه يا همسر زيبا يا سفرى كه در آن نفعى باشد، برخورد كردى و نشاط روزه در تو كم و روزه برايت سنگين شده و انتظار رهايى از روزه را كشيدى، باز هم خالص نيستى. زيرا تو نيز از بندهات خدمتى را كه بر خود سنگين بداند، قبول نمیكنى بلكه بهخاطر آن او را طرد و ترک میكنى.
۲- اگر اتّفاقى بيفتد كه شكستن روزهات، نزد خدا بر گرفتن آن برترى داشته باشد ولى از شكستن روزه در نزد مردم خجالت كشيدى، بدان كه مخلص نيستى. زيرا اگر در عمل و قصد خود مخلص براى خواستۀ خدا بودى، ملاحظه هيچكس را نمیكردى.
۳- اگر در اثناى روزه ديدى كه روزه تو را از انجام بعضى از واجبات يا امورى كه نزد خدا اهميّت بيشترى دارد ناتوان نموده است ولى با اين حال روزۀ خود را نشكستى، وارد دستۀ رياكاران در عبادت شده و عبادت تو جزو گناهان كبيره میشود. وظيفۀ تو در اينجا انجام عملى است كه نزد خدا مهمتر است و نبايد ملاحظۀ اين كه مردم عذر تو را نمیدانند، داشته باشى. زيرا اين مطالب روزۀ با اخلاص تو را از بين میبرد، گرچه در اوّل، روزۀ تو صحيح و مورد رضايت خداوند بود.
در صورت پيش آمدن چنين مطلبى بايد فوراً آنچه را كه نزد خدا مهم است انجام داده و عدم آگاهى مردم به عذر را نبايد ملاحظه كرد. و اگر چنين مسئلهاى اخلاص را از بين برد، بايد فوراً از آن توبه نمود.
آنچه تو را از خدمت مولا و انجام اعمالى كه موجب خشنودى پروردگارت است، باز میدارد، مانند دشمن براى تو و مولايت میباشد و چگونه تو دشمن خود و او را بر او مقدّم میكنى، درحالیكه در حضورش بوده و تو را میبيند. و هنگامى كه غير خدا را بر او مقدّم داشتى چه كسى احتياجات تو را در دنيا و آخرت بر طرف میكند؟
المراقبات، میرزا جواد آقا ملکی تبریزی









ثبت دیدگاه