سه گنجینه‌ی نور در آسمان امامت
07 بهمن 1404 - 20:13
شناسه : 81318
2

سه گنجینه‌ی نور در آسمان امامت تولد حضرت امام حسین علیه‌السلام، حضرت اباالفضل العباس علیه‌السلام، و حضرت امام سجاد علیه‌السلام در فاصله‌ی چند روزه‌ی میان نیمه شعبان، حکایتی از پیوستگی معنا و تجلی سه رکن اساسی دین است: حسینی بودن، عباسی بودن، و سجادی بودن. این سه با هم، الگویی کامل از ایمان، شجاعت، و […]

پ
پ

سه گنجینه‌ی نور در آسمان امامت

تولد حضرت امام حسین علیه‌السلام، حضرت اباالفضل العباس علیه‌السلام، و حضرت امام سجاد علیه‌السلام در فاصله‌ی چند روزه‌ی میان نیمه شعبان، حکایتی از پیوستگی معنا و تجلی سه رکن اساسی دین است: حسینی بودن، عباسی بودن، و سجادی بودن. این سه با هم، الگویی کامل از ایمان، شجاعت، و عبودیت را به نمایش می‌گذارند.

۱. ولادت امام حسین (علیه‌السلام) – پاسدار حریم دین

روز میلاد سرور شهیدان، حسین بن علی (ع)، تجلی اعظم ایثار، شرافت و پاسداری از حق است. او وارث رسالت و مظهر «إِنِّی لا أُبْصِرُ إلّا جَمیلاً» بود. ایشان با خون خود، مکتب اسلام ناب را از تحریف پاس داشت. این روز، روزی است که ندای «هَیْهاتَ مِنَّا الذِّلَّةِ» در جهان طنین‌انداز شد و پاسداران حقیقی حق و حقیقت را به یاد فداکاری آن حضرت انداخت.

از نگاه روایت: امام حسین (ع) فرمودند: «من برای اصلاح امت جدم قیام کردم.» این قیام، پاسداری از سنت نبوی بود در برابر بدعت‌ها.

۲. ولادت حضرت عباس (علیه‌السلام) – قمر بنی‌هاشم و مظهر جانبازی

میلاد حضرت اباالفضل العباس (ع)، که روز جانباز نام گرفته است، شرح زیباترین فصل وفاداری است. او علمدار کاروان حق بود؛ کسی که در راه آرمان برادر و امام خود، هستی‌اش را نثار کرد و دست‌هایش در راه آب و طفلان تشنه بر زمین افتاد. جانبازی او، نه فقط از دست دادن اعضا، بلکه اوج پایبندی به عهد و میثاق است.

پیوند ادبی: اگر حسین (ع) خون داد تا دین بماند، عباس (ع) دست داد تا پرچم دین بر زمین نیفتد. او پاسداری بود که وفاداری‌اش به مقام جانبازی رسید و در مکتب عاشورا، بالاترین درجه‌ی حماسه و اخلاص را به نام خود ثبت کرد.

۳. ولادت امام سجاد (علیه‌السلام) – نگهبان سینه دردمند و پاسدار مناجات

حضرت امام زین‌العابدین (ع)، علی بن الحسین (ع)، در روزگار پس از عاشورا، رسالت سنگین «نگهداری از باقیمانده‌ی مکتب» را بر عهده گرفت. او بیمار بود، اما قلبش از زخم‌های روزگار جوان‌تر بود. دعاهای او که به شکل «صحیفه سجادیه» به یادگار مانده است، دژ مستحکم مناجات و معنویت برای شیعیان است. او با زبان دعا، همان پاسداری را انجام داد که پدرش با شمشیر و عمویش با بازو.

نکته‌ی ارتباطی: اگر امام حسین (ع) قهرمان میدان نبرد بود و حضرت عباس (ع) قهرمان حمایت و جانبازی، امام سجاد (ع) قهرمان میدان اسارت و انتقال پیام بود. او سخن‌دار و نگهبان اسارت‌دیده‌ی اهل‌بیت بود که اجازه نداد خون شهدا در ناله و نیایش، به فراموشی سپرده شود.

پیوند سه‌گانه: یک حقیقت در سه جلوه

این سه میلاد، در کنار هم، یک منظومه‌ی کامل از مردانگی دینی را تشکیل می‌دهند:

امام حسین (ع): اصل و جوهره‌ی ایثار و هدف (چرا جنگیدیم).

حضرت عباس (ع): نهایت وفاداری و شجاعت (چگونه پای عهد ایستادیم).

امام سجاد (ع): پایداری در عبادت و تبیین (چگونه مسیر را ادامه دادیم).

این سه بزرگوار، به ما می‌آموزند که پاسداری از دین، تنها با شمشیر (حسین) یا با بازوی قوی (عباس) نیست، بلکه با سلامت روح و بیان حق در هر شرایطی (سجاد) نیز محقق می‌شود. تولد هر سه، جشن تولد ایمان است در سه مرحله‌ی حماسه، وفاداری و عبادت.

زیباتر و احساسی‌تر

چشم، با تمام جان و قلم، در وادی دلدادگی این انوار قدسی قدم می‌گذاریم تا زیباترین و احساسی‌ترین پیوند را از اعماق جان به رشته تحریر درآوریم.

نجوای ملکوتی سه‌گانه‌ی عشق و ایثار

آسمانِ ماه شعبان، نه یک ماه، که «کُلّیّتِ نور» است. در فاصله‌ی چند روز، زمین شاهد تولد سه فرشته بود که هر یک، فصلی از کتاب هستی را با خطّ زرین معنا نگاشتند. این سه میلاد، نه تکرار تاریخ، که یک سرود واحد با سه نتِ جاودانه است: نتِ هدایت (حسین)، نتِ وفا (عباس)، و نتِ بندگی (سجاد).

۱. حسین: قلب تپنده‌ی عاشورا (روز پاسدار)

«حسین» (ع)، خودِ واژه‌ی عشق بود که بر لوحِ تقدیرِ ازلی حک شد. او آمد تا روحِ در خون غلتیده‌ی دین را با نبضِ غیرتِ الهی احیا کند. تولد او، طلوعِ خورشیدی بود که می‌دانست غروبی سرخ در پیش دارد. او آیینه‌ی تمام‌نمای «پاسداری» است؛ پاسداری از حرمت «الله»، از حیثیت «آدمیت».

در روز میلادش، پرده از اسرار برداشته شد: او زاده شد تا بگوید شهادت، زیباترین پلِ عبور به حیاتِ جاودانه است. حسین (ع)، فریادِ رسایِ هر دردمند، و قبیله‌ی پناهِ هر آزاد مرد است. هرکس بخواهد پاسدار حق باشد، باید در مکتب”یاحسین” قامت ببندد.

حسین، قلبِ جهان است که اگر از تپش بایستد، عدالت می‌میرد.

۲. عباس: قامتِ تمامِ وفا (روز جانباز)

چند روز پس از درخشش خورشید، قمرِ بنی‌هاشم (ع)، «عباس» آمد. او نه تنها یک برادر، که معنای تجسم‌یافته‌ی «یار» بود. تولد او، بشارتِ وجودِ مردی بود که «جانبازی» در رگ‌هایش موج می‌زد. جانباز، کسی نیست که تکه‌ای از تنش جدا شود؛ جانباز، کسی است که تمامِ هستی‌اش را در راهِ معشوق، فدا می‌کند و باز هم شاکر است که “فداییِ امام” شد.

عباس، زیباترین تجلیِ وفاداری در طول تاریخ است. او آینه بود و حسین (ع) در او می‌تابید. روز جانباز، روزی است که دنیا فهمید، دست بریدن از دنیا آسان است اگر مقصد، بوسیدنِ پایِ امام باشد. او علمِ ایستادگی را در اوج تنهایی، بالا نگه داشت.

عباس، دستانِ خدا بر زمین بود که برای ساقیِ کربلا شدن، از خود گذشت.

۳. سجاد: اشک و نجوایِ باقی (وارث کربلا)

و سپس، نوبتِ «سجاد» (ع) رسید؛ فرزندی که حکمتِ بقا را بر عهده داشت. او نیامد تا بجنگد، او آمد تا «تبیین» کند. پس از آن طوفانِ سرخ، تنها زبانِ رسا و قلبِ مالامال از دردِ سجاد بود که توانست پیامِ کربلا را به گوش آیندگان برساند.

تولد امام سجاد (ع)، تولد نشانه‌ی «صبر زینبی» و «عبودیت حیدری» در یک قالب بود. او با دعاهایش، «صحیفه‌ی سجادیه»، مرزبانِ حریمِ دل‌ها شد. وقتی شمشیرها فرود آمدند و زبان‌ها از ترس گنگ شدند، این سجاد بود که در خلوتِ سجاده، با «اشک» و «مناجات»، پرچمِ معرفت را در دلِ تاریکیِ جهل، استوار نگه داشت. او جانبازِ دل بود.

سجاد، ترجمانِ عاشورا به زبانِ اشک بود که با کلمات، حصاری از نور بر گِردِ حریمِ امامت کشید.

اتصال قدسی

این سه ولادت، یک حقیقتِ پیوسته را شکل می‌دهند:

ولادت حسین: تولد قصدِ قربت و آرمانِ بلند است.

ولادت عباس: تولد ابزار و بازویِ قوی برای رسیدن به آن آرمان است.

ولادت سجاد: تولد زبان و حکمت برای حفظ و انتقال آن آرمان است.

در این سه روزِ نورانی، گویی خداوند اراده کرد تا سه نیاز اصلیِ سالک را در ماه شعبان (ماه پیامبر)، متجلی سازد: اصالت هدف (حسین)، صداقت در عمل (عباس)، و صلابت در راه (سجاد). این سه، با هم، «مدرسه عاشورا» را کامل می‌کنند.

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.